95/9/6
تعداد نظرات:0
22:07
شماره مطلب:13959619207
-A A +A

دلنوشته دانش آموز كردستاني از لحظه ديدار با رهبرمعظم انقلاب

به گزارش كردستان بيست ،محمد دانيال توانانژاد که موفق به شرکت در دیدار مقام معظم رهبری با بسیجیان گردیده لحظات این سفر و دیدار را به قلم آورده که متن آن تقدیم کاربران می گردد:

در کمال ناباوری اسمم در اومد، همه بدنم بدون اینکه دست خودم باشه از خوشحالی می لرزید و من فردای اون روز عازم دیداربا رهبرم بودم .

عاقبت با لطف حق دوران مهدي (عج)مي رسد

                                                                   بلبل از بستان مهدي (عج) ميرسد

مي دهد اين دل گواهي پير ما سيد علي

                                                                    پرچم از دستان تو بر دستان مهدي (عج)مي رسد

داخل حسينيه نشسته بودم انگار داشتم خواب مي ديدم باورم نمي شد كه بالاخره ولي امر خودم را زيارت مي كنم ثانيه ها به سختي مي گذشت نفسم به سختي بالا مي آمد ،قلبم تند مي تپبيد با خودم گفتم آخرش به آرزوي خود رسيدم يا دوباره دارم خواب مي بينم ،نگاهي به اطراف مي انداختم متوجه مي شدم كه نه واقعيت دارد و منتظر بودم كه پدر دلسوز انقلاب اسلامي و اسلام تشريف فرا شدند.

لحظه دیدار نزدیک است

نگاهم به ساعت و درب بود ،كه بالاخره اتفاق بيفتد و خورشيد تابان اسلام وارد شود ،از شور و شوق ديگران شور من نيز دو چندان مي شد و همانند آتش وجودم را مي سوزاند .

اشك در چشمانم حلقه بسته بود و بالاخره با ديدن چهره نوراني حضرت آقا همانند باران شروع به باريدن كرد از فرط شادي چشمانم پر از اشك و لبهايم خندان بود و با صداي بلند مي گفت (لبيك يا خامنه اي )

همزمان به خودم مي گفتم آري بالاخره به آرزوي خودم رسيدم و نايب بر حق حضرت ولي عصر (عج) را ديدم ،اي كاش والدين و تمام دوستانم در كنارم مي بودند و آن ها هم در شادي من شريك مي بودند.

با ورود حضرت آقا بوي اسلام ناب محمدي (ص) در حسينه پيچيد علاوه بر من خوشحالي را مي توان در چشم تك تك بسيجيان مشتاق ديدار مشاهده كرد .اگر چه جا براي نشستن كم بود ولي وقتي به چهره نوراني حضرت آقا نگاه مي كردم مشكلات را فراموش مي كردم و انگار روي ابر ها نشسته ام و به وسعت زمين جا براي نشستن داشتم .

در طول سخنراني  آقا چشم به لب هاي ايشان دوخته بودم تا فرمان جهاد دهد ،تا خون ناچيز خودم را به رهبرم تقديم كنم .در بين سخن هاي رهبرم به خودم مي باليدم زيرا علاوه بر من و ملت ايران تمام جهانيان چشم به دهن رهبرم دوخته بودند كه چه دستوري مي دهند .

همه ي ما مي دانيم كه اگر رهبرم دستور دهد در عرض يك چشم به هم زدن و با توكل بر خدا مي توان دست استكبار را از جهان كوتاه كرد، البته بايد به خود باليد كه سخنان رهبر از همه نظر بر ديگر كشور هاي جهان تاثير گذار است .اين نشانه ي اقتدار ،استقلال و آزادي است كه همه ي اين نعمت ها به وسيله انقلاب و امام راحل (ره )از اوايل انقلاب به مردم ايران كه در اسارت نظام طاغوت شاهنشاهي بودند داده شده است .

و در زمان حال با رهبري و تدبير مقام معظم رهبري دو چندان شده است البته بايد به خود باليد كه با رهبري آگاه و فرزانه كشور و وطنت به امن ترين كشور جهان تبديل شده است بايد بدانيم مقام معظم رهبري براي ما و انقلاب مانند پدر دلسوز تمام سعي خود را كرده است،ما هم بايد با انتخاب هاي خود و كارهايمان موجب ناراحتي و آرزده  خاطر شدن ايشان نشويم .

ودر آخر مجلس كه حضرت آقا داشتند دعا مي كردند دلم خيلي گرفت كه چقدر ديدار زود تمام شد و اين كه من دل سير رهبرم را نگاه نكرده بودم و دوباره بايد به عكس هايشان خيره بمانم و انتظار ديدار بعدي را داشته باشم اما حيف و كلمات نمي توانند به خوبي احساس من را بيان كنند و از خداوند متعال 3 چيز را خواستارم اول اين كه مقام معظم رهبري تا زمان ظهور حضرت مهدي (عج) سلامت باشند دوم دوباره اين توفيق براي اين بسيجي حقير فراهم گردد كه دوباره به ديدار رهبرم بروم و اينكه اين توفيق ديدار براي همه ي بسيجيان مشتاق ديدار حضرت آقا فراهم گردد.

انتهاي پيام / دلنوشته محمد دانيال توانانژاد در ديدار با رهبر معظم انقلاب

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.