92/10/18
تعداد نظرات:0
21:18
شماره مطلب:139210181660
-A A +A

ماه و ستاره هایی از جنس خمیر نان

سقف سیاه اتاق های زندان را با چسباندن خمیرهای نانی که به شکل ماه و ستاره درآورده بودیم، سفید می کردیم، با این کار آسمان ما پر از ماه و ستاره هایی می شد که شب را با تماشای آنها صبح می کردیم.

به گزارش طنین یاس به نقل از خبرگزار ایرنا، این جمله، گوشه ای از خاطرات زنی است که اسطوره مقاومت در برابر جنایات و شکنجه های سازمان اطلاعات و امنیت کشور در دوران ستمشاهی است.

«حمیده نانکلی» که حالا دیگر 55 سال دارد و دو سال و نیم از بهترین سال های عمر خود را در زندان های مخوف ساواک سپری کرده، اهل تویسرکان است.

گرد سختی ها و مشقت های آن دوران بر چهره او هویداست و خستگی ناشی از آن سالها که با وحشیانه ترین شکنجه ها همراه بوده در صورت مهربانش موج می زند.

وقتی از او خواسته می شود، خاطره ای از آن دوران تعریف کند، طفره می رود و از برادر شهیدش می گوید، از اینکه او در سال 53 زیر دست شکنجه گران کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک به شهادت رسید.

به گفته حمیده نانکلی، چشمان برادرش «امیر مراد نانکلی» در اثر شکنجه از حدقه خارج شده و فک و دندانهای او نیز می شکند و ضربه بازجویان به قلب او، منجر به شهادتش می شود.

سرانجام نانکلی با اصرارهای فراوان، فقط به نقل خاطره ای اکتفا می کند که حکایت از امید زندانیان سیاسی در زندان دارد، او دلیل این کار را چنین توضیح می دهد: دوست ندارم شما را با خاطرات تلخ آن دوران و شکنجه های جسمی و روحی آزار دهم هر چند می دانم دوست دارید آنها را بشنوید و قطعا برایتان جالب است.

نانکلی که در سال 53 و در 16 سالگی دستگیر می شود، می گوید: خاطره ای که برایتان تعریف می کنم، همواره با من است، هر شب هنگام خواب برایم زنده می شود و آن ماجرای ماه و ستاره هایی است که با خمیر نان درست می کردیم.

این زن قهرمان که دوره محکومیت 30 ماه خود را در کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک گذرانده، می افزاید: سقف اتاق های زندان به خاطر دود ناشی از آتش بخاری بسیار سیاه بود به نحویکه بر تاریکی اتاق می افزود.

وی اضافه می کند: بنابراین با خمیرهای نان ماه و ستاره درست، و به سمت سقف اتاق پرتاب می کردیم، این کار باعث می شد، خمیرها پس از برخورد با سقف، بخشی از سیاهی های روی آن را پاک کنند و اثر ماه و ستاره ها بر آن بماند.

نانکلی ادامه می دهد: خمیرها پس از برخورد با سقف به رنگ سیاه در می آمدند و ما از آنها برای ساختن گل، منچ و تسبیح استفاده می کردیم، ضمن آنکه آسمان ما هم نورانی و پرستاره می شد و با تصور یک آسمان واقعی شب را به صبح می رساندیم.

به گفته نانکلی، تنها افرادی می توانند از کمیته مشترک ضد خرابکاری شاهنشاهی صحبت کنند که آنجا و شرایطش را دیده باشند از این رو تصور یک لحظه حضور در آن مکان برای کسی ممکن نیست.

انتهای پیام/ غ

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.