96/9/12
تعداد نظرات:0
13:00
شماره مطلب:139691230895
-A A +A

۱۱ آذر، شهادت میرزا کوچک خان جنگلی

نهضت جنگل را دشمن شکست نداد. تاریخ مبارزات ما با استعمار گواه است که هیچ‌وقت از روبرو تیر نخوردیم. هربار مبارزه جدی شد، یکی از پشت ما را زد.
 
میرزا کوچک خان زندگی پرماجرا و پر فراز و نشیبی دارد. ویژگی های میرزا، آرمان و نامش را ماندگار کرده. رمان «کوچک جنگلی» به روایت زندگی این مرد بزرگ می پردازد. 
 
حوادث رمان در فضاى واقعی شکل مى گیرند اما نویسنده برای جذابیت بیشتر شخصیت هاى غیرتاریخى را هم می آفریند و  آن ها را در نهضت جنگل شرکت می دهد و از لا به لای روابط آن ها صحنه هایی از آن نهضت خونین را گزارش می کند. نثر امیرحسین فردى نثرى است روان با توصیف هایى زنده و ملموس که با توجه به تاریخی بودن اثرش، از اغراق هاى شاعرانه فاصله مى گیرد. 
 
«کوچک جنگلى» در 240 صفحه و سى و پنج فصل نوشته شده است. کوتاه بودن فصل ها به خواندن متن ضرب آهنگى جذاب و حماسی مى دهد. مطمئن باشید از مطالعه ی کتاب خسته نمی شوید. روایت فصل به فصل میان شخصیت هاى داستانى یعنى مناف و نریمان و مونس و شخصیت هاى واقعى جا به جا مى شود، با داستانى فرعى یعنى عشق نریمان و موس – دختر مناف – به پیش مى رود، دو داستان تاریخى و خیالى با هم تداخل مى کنند و در پایان ...
 
این کتاب، قصه ی یکی از هزاران درد مردم نجیب و شجاع سرزمینمان است.
 
 نام کتاب: کوچک جنگلی
 نویسنده: امیرحسین فردی
 انتشارات: قدیانی
بخش هایی از رمان کوچک جنگلی :
 
زن سیلی محکمی به صورت او [دخترک] نواخت و بر سرش داد کشید: «آی مرگ!» و دوباره رو به تازه واردان برگرداند.
 
- گفتم کدامتان میرزا کوچک هستید!
 
این بار میرزا با ملایمت گفت: «میرزا کوچک من هستم، خواهر. چه می خواهی؟ زن وقتی میرزا را شناخت، نگاه کینه جویانه ای توأم با بیزاری به او انداخت. سپس دست دختر را محکم کشید و او را جلوی پای میرزا پرت کرد.
 
- بیا! خودت جوابش را بده! من دیگر خسته شدم.
 

 

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.