97/2/18
تعداد نظرات:0
09:29
شماره مطلب:139721833697
-A A +A

روز جهانى صليب سرخ و هلال احمر

عنوان سازمان بين المللى كه براى تخفيف آلام انسانى و حفظ و پيشرفت بهداشت عمومى ، بر طبق موافقنامه ژنو در سال 1864 و خاصه در نتيجه مساعى شخصى به نام ژن هنرى دونان Dunant Jean Henry (1910 - 1828) سويسى تشكيل يافت صليب سرخ ناميده شد.
در سال 1862 دونان كتاب خاطره اى از سولفرينو Solferino
(134) را شرح داد، و خواستار تشكيل جمعيتهاى امدادى دوطلب براى تسكين آلام اين گونه آسيب ديدگان از جنگ شد. او پيشنهاد كرد كه خدمت به رنجوران و زخميهاى نظامى ، فعاليتى بى طرف محسوب شود و انجمن ژنوى امور عام المنفعه با علاقه وافر از پيشنهاد وى ، استقبال كرد و در نتيجه ، يك كنفرانس بين المللى با شركت نمايندگان 16 كشور در ژنو تشكيل يافت و موافقتنامه 1864 براى بهبود وضع مجروحان و رنجوران نظامى ميدان جنگ تدوين شد و به امضاى نمايندگان دوازده دولت از كشورهاى شركت كننده رسيد، و در آن بى طرف شمردند متصديات خدمات پزشكى شركت كننده رسيد، و در آن بى طرف شمردن متصديان خدمات پزشكى نيروهاى مسلح ، رفتار انسانى با زخميها، و بى طرفى غيرنظامى كه داوطلبانه به كمك زخميهاى جنگ مى شتابند و نيز علامتى بين المللى به منظور مشخص ‍ ساختن اعضا و وسايلى كه در اين راه به كار مى روند پيش بينى شده بود.به افتخار مليت دونان ، صليبى سرخ بر زمينه اى سفيد به تقليد از پرچم سويس ‍ به عنوان نماد و علامت آن انتخاب شد.
در سال 1963 در 88 كشور جهان جمعيتهاى ملى صليب سرخ به وجود آمد.
و همچنين دو گروه بين المللى ديگر نيز مركزشان در ژنو داير بود، يكى كميته بين المللى صليب سرخ تاءسيس 1863 مركب از 25 نفر از بزرگان سويس كه هنگام جنگ به عنوان ميانجيهاى بى طرف خدمت مى كردند و ديگرى اتحاديه جمعيتهاى صليب سرخ تاءسيس 1919 كه هدفش كمكهاى متقابل و همكارى توسعه فعاليتهاى مربوطه خاصه در زمان صلح بود.
فعاليت صليب سرخ بين المللى از پايان جنگ جهانى دوم توسعه فراوانى يافت . در كشورهاى اسلامى به جاى صليب سرخ ، هلال احمر به عنوان نماد سازمان به كار گرفته شد و در ايران قبل از پيروزى انقلاب اسلامى جمعيت سرخ فعاليت داشت . ليكن پس از پيروزى انقلاب اسلامى ، ايران نيز علامت جمعيت هلال احمر را براى اين فعاليت برگزيد.
وقتى سخن از پيشاهنگان اين سنت خبر در ميان است ، بايد قبل از همه از خاتون فانوس به دست يعنى فلورانس نايتينگل Florence) (Nightingale نام برد. اين زن نيكوكار در سال 1820 در ايتاليا متولد شد، اما همه ايام نوجوانى را در انگلستان به سر برد. هيجده سال بيشتر نداشت كه متوجه شد كه براى كار بزرگى آفريده شده است و خود او گفته است : خدا در هفتم فوريه 1838 مرا به خدمت خود برگزيد. وى ابتدا خواست كه در بيمارستان يكى از ولايات شمالى انگليس مشغول كار شود، اما وضع پرستارى و پرستاران در آن وقت چنان بدنام بود كه مادرش راضى نشد. وى ناچار مدتى در انگلستان و ساير نقاط اروپا به تحصيل و مطالعه در وضع پرستاران و بيماران پرداخت و چون در سال 1853 به انگلستان بازگشت رياست بيمارستان كوچكى را كه مخصوص زنان بود به او سپردند. نايتينگل بى درنگ به تربيت پرستار مشغول شد؛ اما جنگ كريمه 
كار او را ناتمام گذاشت .
در سال 1854 جنگ كريمه ورد زبان اروپاييان بود. انگليسيها و فرانسويه
ا و تركان عثمانى متفقا با روسها مى جنگيدند، و براى سربازان زخمى وسيله پرستارى نداشتند. از طرفى تيفوس هم ميدانهاى جنگ را فرا گرفته بود. در اين وقت وزير جنگ انگلستان كه دوست فلورانس بود به او نامه اى نوشت و خواهش كرد كه به شبه جزيره كريمه برود و كار پرستارى از زخميها را سر و صورتى بدهد. با وجود مخالفت اداره طب لشكرى كه مى گفت اين نوع كارها مناسب زنان نيست و با وجود تاءخير و ترديد اولياى امور، فلورانس به ميدان جنگ شتافت و با مهربانى و مهارت خود هزاران سرباز را از مرگ نجات داد.
شبها چراغ به دست در ميدانهاى جنگ به دنبال زخميها مى گشت . در كريمه ديگر سخن از مليت خاصى نبود صحبت از نوع انسان بود كه در خطر مرگ قرار مى گرفت . در اندك زمانى ، پرستارى ده هزار سرباز بيمار به عهده او محول شد.
پس از سه ماه و با 20 ساعت كار شبانه روزى مردگان از 42 0/0 به 02/0 تقليل يافت . و اين پيشرفت ثمره نظم و ترتيب و پاكيزگى و حسن اداره و رعايت قواعد صحت و سرانجام عشق فلورانس نايتينگل به كار بود.
هانرى دونان سويسى كه به سال 1828 در ژنو متولد شد تاجر جهانگردى بود كه در سال 1859 ميدانهاى جنگ سولفرينو را ديد. اين جنگ بين فرانسويان و ساردها از يك طرف و اتريشها از طرف ديگر برپا بود. در 24 ژوئن همان سال جنگ سختى در حوالى قريه اى به نام سولفرينو در گرفت . هانرى دونان اتفاقا در چنين روزى به شهر كاستيك ليون در چهار پنج كيلومترى سولفرينو وارد شد.
بدين طريق توانست شاهد ميدان جنگ باشد. بعد از ظهر اين روز اتريشيهاى شكست خورده از روستاها و قصبات عقب نشينى مى كردند و تا آنجا كه مى توانستند زخميها را با خود مى بردند. بسيارى از زخميها در شهر كاستيك ليون باقى ماندند و اين شهر زيبا با كليساهاى سفيد و مرمرينش به يك بيمارستان نظامى مبدل شد. دونان كه در كوچه هاى شهر گردش ‍ مى كرد، خواست از يكى از كليساها ديدن كند. در آنجا با منظره وقت آورى روبرو شد.
خواست از يكى از كليساها ديدن كند. در آنجا با منظره رقت آورى روبرو شد.

زخميها، راهروها و نيمكتهاى درون كليسا را پوشانده بودند. هانرى دونان با مشاهده اين وضع به ياد همان خاتون چراغ به دست افتاد و كه در ميدانهاى جنگ كريمه آن همه فداكارى كرده و از چند تن از خارجيانى كه در شهر بودند دسته اى ترتيب داد و به زخم بندى و جابجا كردند مجروحان پرداخت . براى زخم بندى ، وسايل مورد نياز در شهر يافت نمى شد و او ناچار كالسكه چى خود را به برسيا فرستاد و وسايل زخم بندى را از آنجا تهيه كرد. او حتى توتون زخميها را نيز آماده مى كرد. چون همه زخميها چيق مى كشيدند و از طرفى بوى توتون هواى زنده درمانگاههاى موقت را كه همان كليساها و ساختمانهاى دولتى بود قابل تحمل مى ساخت و از ورود مگسها هم ممانعت مى كرد.
روزهاى آخر كه در ميدانهاى جنگ جز جسد كشته ها و خونهاى لخته لخته و سلاحهاى از كار افتاده و اسبهاى مرده چيزى نمانده بود، دونان به اين فكر بود كه اگر زودتر به داد اين انسانها مى رسيدند شايد بدين صورت نمى مردند و اين فكر هرگز از سر هانرى دونان بيرون نرفت .
دونان به همه دوستان خود در ژنو و ايتاليا نامه نوشت و كمك خواست و به دنبال اين تقاضا در اغلب شهرهاى سويس و ايتاليا جمعيتهاى خيريه تشكيل شد و توتون و وسايل زخم بندى كه مى رسيد به تساوى ميدان پيروان مذاهب گوناگون و مليتهاى مختلف تقسيم مى شد. دونان هميشه به اين فكر بود كه آيا ممكن نيست در هر كشورى جمعيتى براى كمك به زخميها ايجاد كرد تا هنگام صلح داوطلبانه خود را با وسايل لازم مجهز كند و هنگام جنگ به كمك زخميها بشتابد؟ و آيا ممكن نيست اين جمعيتها را با يك رابطه بين المللى به يكديگر پيوند داد و هر ملتى را واداشت كه هنگام جنگ به كمك زخميهاى خودى و خارجى بپردازد؟ هانرى دونان هرجا مى رفت و به هر كارى دست مى زد تنها فكرش ايجاد اتحاد مقدس بين ملتها و واداشتن آنها به همكارى براى نجات سربازان زخمين ميدانهاى جنگ بود.

جنگ سولفرينو پايان يافت و دونان و يارانش به كشورهاى خود بازگشتند و همه آن دردها فراموش شد، سه سال بعد كتاب يادبودى از سولفرينو
( 1862 - Solferino de Souvenir Un) منتشر شد. هانرى دونان در آن كتاب خواسته بود، مردم را از دردها و زجرهايى كه در سولفرينو ديده بود آگاه سازد.
هنگامى كه هانرى دونان مشغول تهيه كتاب خود بود و طرح اتحاديه بين المللى صليب سرخ را مى ريخت در ايتاليا يك پزشك نظامى به نام فرديناند پالاچيانو و در فرانسه داروسازى به نام هانرى آور بدين فكر بودند كه دولتها را هنگام جنگ وادار به معالجه و احترام متقابل به زخميها و بيماران حريف كنند.
يادبودى از سولفرينو كه در سال 1862 منتشر شد براى نشان دادن اين احتياج جدى به وجود يك سازمان امداد بين المللى براى مداواى زخميهاى زمان جنگ بسيار مؤ ثر بود و چنان به سرعت انتشار يافت و به زبانهاى مختلف ترجمه شد كه دو سال بعد وقتى
نمايندگان همه دول اروپايى براى نوشتن اولين كنوانسيون ژنو فراهم آمدند هم مى دانستند چه مى خواهند و بايد چه بكنند.
 

كميته پنج نفره :
مؤ ثرترين پاسخ به نداى هانرى دونان از شهر ژنو دا
ده شد و در اين شهر بود كه صليب سرخ جهانى به وجود آمد. در 9فوريه 1863 يكى از جمعيتهاى خيريه ژنو به نام جمعيت فوائد عامه به درخواست رئيس خود گوستا و موانيه تشكيل جلسه داد تا درباره پيشنهاد هانرى دونان مطالعه كند. حضار، يك كميته پنج نفرى را از ميان خود انتخاب كردند و اين ماءموريت را به آنان محول ساختند. اين پنج تن ، هانرى دونان ، گوستا و موانيه ، ژنرال دوفور، لوئى آپى يا، هانرى دونان پسر يكى از اعضاى شوراى شهردارى بود و هنگام تحصيل عضو جمعيتى شد كه به مستمندان كمك مى كرد سپس ‍ خود اتحاديه جوانمردان مسيحى ژنو را تشكيل داد كه به تشكيلات جوانمردان و عياران ، در قرن اسلامى شباهت بسيار داشت .
اما مؤ سس واقعى صليب سرخ گوستا و موانيه است . وى علاوه بر آشنايى به قانون ، رياست همان جمعيت فوائد عامه را داشت كه اعضاى آن ژنرال دوفور و ديگران بودند. عضويت اين ژنرال در آن جمعيت موجب كمال اشتهار و باعث كسب شهرت فراوانى براى جمعيت شد. چون همين مرد به سال 1847 فرمانده قواى سويس بود و مانع بسيارى از جنگهاى داخلى شد.
دو تن از اعضاى اين كميته پنج نفرى از بزرگترين ژنو بودند؛
و هر دو در همان ايام جنگ سولفرينو تشكيلات وسيعى را براى كمك به زخيمهاى ميدانهاى جنگ اداره مى كردند. هدف اين كميته پنج نفرى ايجاد فقط يك جمعيت امدادى در ژنو يا در سويس نبود، بلكه از همان لحظه اول نقشه آنان ايجاد يك جمعيت بين المللى بود و مى خواستند در هر يك از كشورهاى جهان جمعيتى براى اين هدف تشكيل شود و با حمايت دول
ت محلى كار خود را ادامه بدهد.
براى اجراى اين هدف ناچار مى بايست مستقيم به رؤ ساى دول مراجعه مى شد و از آنان دعوت به عمل مى آمد، و اين كار ساده اى نبود. باز اگر خود دولت فدرال سويس به اين كار اقدام مى كرد مهم نبود، اما كميته پنج نفرى ناچار بود خودش اقدام كند. به اين طريق هانرى دونان به راه افتاد و در دربارهاى سلاطين اروپا كتاب خود را به عنوان پيامى براى ايجاد صليب سرخ بين المللى ارائ
ه كرد. در همه جا او را با آغوش باز پذيرفتند و دعوت او را اجابت كردند. در غياب او، همكارانش در كار تهيه اين نقشه بودند كه در خواستهاى كتاب يادبودى از سولفرنيو را به عنوان طرح كار نمايندگان دولى كه دونان دعوتشان خواهد كرد به صورت جداگانه اى اساس كار قرار دهند و اميدوار بودند نمايندگان دولتهائى كه دعوت دونان را پذيرفته اند بزودى فراهم آيند و پايه هاى اصلى كار صليب سرخ را بگذارند.
انتظار آنان چندا طولانى نشد و تنها چند ماه پس از اولين دوره اجلاسيه كميته پنج نفرى به دعوت همين كميته ، كنگره بزرگى با شركت سى و شش ‍ تن نماينده از طرف شانزده دولت اروپايى در ژنو تشكيل شد، و در همين كنگره بود كه اولين قرار نامه (كنوانسيون ) ژنو نوشته شد.
نمايندگانى كه از شانزده دولت اروپايى به دعوت كميته پنج نفرى در اكتبر 1863 در ژنو حاضر شدند، نمايندگان رسمى دولتهاى خود نبودند و حق امضاى يك عهدنامه بين المللى و يا يك قرارنامه را نداشتند، اما در اين كنگره با وجود چنين نقصى كه داشت اغلب مسائل اساسى حل شد. طرح اوليه كنوانسين ژنو درباره حمايت سربازان زخمى در ميدان جنگ و بى طرف بودن عمارات و وسايل نقليه مربوط به بيمارستانها و بهداريهاى لشكرى مورد تصويب همه قرار گرفت و با اين اصل موافقت به عمل آمد كه در هر كشورى يك كميته ملى براى ح
فاظت سربازان زخمى زمان جنگ تاءسيس بشود. زمينه هاى كار خود را فراهم كند، و نيز صليب سرخ به عنوان علامت مشخص تمام اين مؤ سسات و كارمندان آنها در صلح و جنگ شناخته شد. و به اين طريق پايه هاى اوليه سازمان صليب سرخ بين المللى ريخته شد. روى همين تقاضا شوراى دولتى كشور سويس در سال بعد، از دولتهاى اروپايى دعوت كرد كه با اعزام نمايندگان خود و با توشيح قرار نامه اى كه مورد موافقت كنگره بين المللى قرار گرفته بود، به كار صليب سرخ رسميت بدهند.
اجتماع ثانوى كه در اوت 1864 در ژنو تشكيل شد به نام كنفرانس ‍ ديپلماتيك معروف شد. در اين كنفرانس همان شانزده دولت اروپايى نمايندگان خود را با اختيارات كافى اعزام داشتند. روز هشتم اوت ، كنفرانس ، در يكى از تالارهاى شهردارى ژنو افتتاح داشتند. روز هشتم اوت ، كنفرانس ، در يكى از تالارهاى شهردارى ژنو افتتاح شد. نمايندگان دولتهاى ، بادن ، بلژيك ، دانمارك ، اتازونى ، فرانسه ، ايتاليا، هلند، پرتقال ، سويس ، ورتمبگ در روز اول و دولتهاى ، اتازونى ، انگلستان ، سوئد، و ساكس در روز بعد معرفى شدند و به اين طريق كنفرانس بيش از آنچه انتظار مى رفت ابهت و رسميت يافت .
موانيه كه به عنوان رييس كميته بين المللى
 در اين كنفرانس بزرگتريهن نقشها را بازى مى كرد و آخرين متن كنوانسيون اول ژنو نيز دست نوشته او مى باشد درخواستهاى آن كميته را كه در سال پيش تشكيل يافته بود به اطلاع حضار رساند، و كنفرانس ديپليماتيك در طول پانزده روز، پس از بحث و شور و دقت كافى ، اولين قرارنامه ژنو را درباره حمايت و اصلاح حال سربازان زخمى در ميدانهاى جنگ در ده ماده امضا كرد، و كميته بين المللى مذكور را به عنوان پايه تشكيلات صليب سرخ به رسميت شناخت . علامت شاخصه مؤ سسات و جمعيتهاى صليب سرخ به رسميت شناخت . صليب شاخصه مؤ سسات و جمعيتهاى كه بر اساس اين قرار نامه تشكيل مى شدند، صليب سرخ بر روى متن سفيد بود و تمام دول امضا كننده آن را پذيرفتند؛اما در جنگهاى بالكان ميان عثمانى و صربستان كه منتهى به جنگ روس و عثمانى شد دولت عثمانى اعلام داشت كه به جاى صليب سرخ ، هلال احمر به كار خواهد برد و از طرف روسيه نيز اين امر قبول واقع شد، و بعدها در سال 7 - 1899 در مجامع بين المللى نيز رسميت پيدا كرد.
در 29 ژوئيه سال 1899 كنفرانسى در لاهه تشكيل شد و نمايندگان دول حاضر در كنفرانس مواد قرار نامه اول ژنو (1864) را كه مربوط به جنگهاى زمينى بود، شامل جنگهاى دريايى نيز كردند. در لاهه در 6 ژوئيه 1906 كنفرانس بزرگى در ژنو منعقد شد تا در موارد كنفوانسيون اول ژنو (1864) تجديد نظر به عمل آورد. اين كنفرانس كه به كنفرانس تجديد نظر معروف شد كنوانسيون نخستين ژنو را بسط و توسعه داد و شامل تمام مواردى ساخت كه در طول سالهاى پيش به صورتهاى جداگانه مورد موافقت كنفرانسهاى بين المللى مختلف قرار گرفته بود.
از سال 1864 تا 1914 در طول 50 سال بيش از 10 بار كنفرانسهاى بين المللى صليب سرخ در شهرهاى مختلف اروپايى دائر شد، در نتيجه مقررات قرار نامه (كنوانسيون )هاى ژنو شامل همه وسايل بهداشتى از ساكن و متحرك ، انسانى و غير انسانى شد.
در فاصله سالهاى جنگ جهانى اول (18 - 1914) با يارى سازمانهاى صليب سرخ كشورهاى جهان صدها هزار نفر در دوران دشوار اقامتگاههاى اجبارى با دريافت اخبار از خانه و مسكنشان دلشاد مى شدند؛ علاوه بر اين مبادله بيماران و مبادله اسرا از بزرگترين اقداماتى بود كه به ابتكار كميته بين المللى صليب سرخها به نتيجه رسيد. در پايان جنگ ، رييس بزرگترين صليب سرخ آن زمان يعنى هنرى ديويسن رييس صليب سرخ امريكا، به كمك رييس جمهور آمريكا ويلسون از چهار دولت بزرگ درگير يعنى انگليس ، فرانسه ، اي
تاليا و ژاپن دعوتى به عمل آورد تا سر و صدا به كار صليب سرخها در زمان صلح بدهند. مقدمات كار فراهم شد در ماه آوريل 1919 كنفرانس بزرگى از معروفترين پزشكهاى ممالك مختلف در شهر كان واقع در فرانسه تشكيل يافت تا اساس كار صليب سرخ در زمان صلح مشخص شود. در همين كنفرانس بزرگ بود كه پايه ليگ يعنى اتحاديه بين المللى صليب سرخ ريخته شد و در 5 مه 1919 در پاريس ‍ شروع به كار كرد. اتحاديه صليب سرخ ‌ها كه در پايان اولين سال تاءسيس ‍ خود 26 نفر عضو بيشتر نداشت اكنون يكصد عضو دارد. هر جمعيت ملى صليب سرخ براى اينكه بتواند عضو اتحاديه بشود بايد هم به وسيله دولت خود به رسميت شناخته شود و هم به وسيله اتحاديه . هدفهاى آن گذشته از ماموريتهاى زمان جنگ ، عبارت است از تاءمين سلامتى و بهداشت ، جلوگيرى از بيماريها و كاهش رنج بشر به طور كلى .
فعاليتهاى اتحاديه براى رسيدن به اين هدفها در چهار رشته اساسى ادامه مى يابد:
1 - امداد - در موارد سوانح غير مترقبه يعنى زلزله ها، سيلها، حريقها و امثال آنها.
2 - بهداشت - براى جلوگيرى از امراض ناشى از فقر و تنگدستى و بيماريهاى مسرى .
3 - تربيت پرستار - براى ايجاد درمانگاهها و بيمارستانهاى ثابت و سيار به منظور تاءمين بهداشت مردم ، از سال 1919 اتحاديه به طور مرتب به كار خود ادامه داد و روز به روز بر وسعت و اهميت آن افزوده شد و مانند جامعه ملل متفق
 و سازمان ملل متحد، بزرگترين ارگان بين المللى جهت تاءمين صلح و سلامت بشريت گرديد و تنها تشكيلاتى است كه چه در جنگ و چه در صلح براى تقليل آلام بشرى و تاءمين سلامت و شادمانى در جهان ، شبانه روز به كار دولت ايران قراردادى را كه در تاريخ 8 دسامبر 1949 در هفدمين كنفرانس بين المللى صليب سرخ در استكهلم تنظيم شد، در تاريخ 30 آذر 1334 امضا كرد و به عضويت كنوانسيون ژنو پذيرفته شد.
مطابق آخرين آمار، 126 جمعيت صليب سرخ و هلال احمر با بيش از 230 ميليون نفر عضو در سطح جهان فعاليت دارند

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.