18/10/1
تعداد نظرات:0
12:21
شماره مطلب:201810134125
-A A +A
دلنوشته سرزمین نور

بغضی به وسعت ابر بسته ره گلو را

با شروع اردوهای راهیان نور جشنواره ره آورد سرزمین نور برگزار می شود و دانش آموزان عزیز دلنوشته ها و خاطرات سفر خود را برصفحه دفتر دل می نگارند. متن زیر را یکی از دانش آموزان عزیز دهلرانی به نام سیده فائزه همتی که توفیق زیارت این سرزمین ها را یافته به رشته تحریر در آورده است.

بسم الرب الشهدا و صدیقین

آنجایی که از ورودی سرزمین مقدس  پایم را داخل گذاشتم چشمم به جوانانی افتاد که به عشق شهدا آمده بودند و تمام سختی مسیر را به جان و دل خریده بودند 

دخترکی روی تپه ی خاکی(خاکریز)دست میکشید و مروارید از صورتش میبارید

یکی دیگر با دقت به عکس شهیدی خیره شده و دیگری داشت زندگی شهید را برایش روایت میکرد

نگاهم به گل های لاله ای که به نشانه ی شهیدان کمی بعد تر از در ورودی گذاشته بودند خورد و یاد این جمله افتادم:((از خون جوانان وطن لاله دمیده ))

وارد حسینیه که شدم در دلم به هنرمندش احسنت گفتم و چشمانم برق زد بالای سرم سه رنگ پرچم را با پیشانی بند ((یافاطمه،یامهدی و...))تزیین کرده بودند و یک پرچم بزرگ و تجلی بخش به نمایش گذاشته بودند.

کلاه هایی که روی پنجره های گنبدی شکل با پیشانی بند تزیین شده بودند و گلدان گل های لاله ی سرخ با ترکیب جعبه های مهمات پر از تیر و ترکش هم که خودش وصف کامل جنگ و شهدا بود

روی مقواهای کرم رنگ نام یافاطمه(س) را بریده بودند و زیرش کیسه های خاکی چسبانده بودند کنارش هم چند قاب عکس از مهمانان شهدا بودآنانی که به عشق شهدا امده بودند و نگاهشان هم بوی عاشقی میداد

از حسینیه بیرون رفتم و ارام قدم بر می داشتم انگار همان دیروز بود که روی این خاک بچه ها شهید میشدند و سید میثم بیسم چی جبهه تا اخرین لحظاتش با همت صحبت میکرد

میثم _میثم:همت

میثم جان بگوشم

سلام حاجی همه بچه ها شهید شدن خیلی هاشون لب تشنه بودند و خیلی هاشونم دل تنگ بچه های تو راهیشون اما مردونه و تا آخرش وایسادن حاجی به امام بگو  ما رفتیم اما هنوز هم هستن جوونایی که غیرتمندانه پای ظلم می ایستن .........

با صدای گلوله و فریاد یا زهرای  سید میثم پشت بی سیم حاج همت نام سید میثم را صدا میزد (میثم جان ،داداش،سید،میثم)اما تنها صدای باد در گوش همت می پیچید

می خواستم حالا که لایق بودم و اینجا آمده ام به سید میثم یک خبر بدهم

داداش میثم هنوزهم با اینکه چند سال و اندی از زمان جنگ میگذرد هستند جوانهایی که مقابل لشکر کفر می ایستند

همون جوان های دهه هفتادی که از نسل جنگ نبودند اما مردانه علمدار زینب شدند((مدافعان حرم))

کاش ما هم رسم عاشقی و نوکری را از حججی،مشلب و ... بیاموزیم تا شرمنده ی سرخی خون شهدا نشویم

((یا علی (ع)))

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.